محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

351

تحفه خانى ( فارسى )

[ 147 ] مقاله در تغير دندانها بحسب رنگ مثل سياه شدن و سبز شدن و كبود شدن و اين احوال سبب نفوذ مواد رديه است در جوهر دندان و علاج درين مقام تنقيه بدن و دماغ است از اخلاط فاسده موجب اين علت و غرغره بآبى كه درو پوست بيخ كبر و باديان جوشيده باشند بايد كرد و بر دندان از ادويه جاليه كه دندان را سفيد سازد بايد طلا كرد مثل شاخ گوزن سوخته و پوست تخم مرغ سوخته و آرد جو و زبد البحر و شيح و سرطان سوخته از هركدام سه درم ساذج هندى نيم درم مجموع كوفته و پيخته و در انگشت از كرپاس نو پيچيده برين دارو آلوده كرده بر دندان بايد ماليد و اين دارو در كمال جلا و تقويت دندان است و عدس مقشر و جو مقشر و خطمى در قدرى سركه جوشيده مضمضه بايد كرد و آب عنب الثعلب با سركه مضمضه كردن نيز همين خاصيت دارد و گاهى دندان را حضر حادث مىشود مراد بحفر چيزيست سفيد مثل كج كه بر بيخ دندان متحجر مىشود و اين بسبب تصاعد بخارات از معده است و علاج آن تنقيه معده است بقئ و حبوب مسهله و خوردن آب زردآلوى تر كرده و آب فواكه و مداومت مسواك است و استعمال سنونات جاليه كه مذكور شد و بتقريب بالا مذكور شد كه از سنون مراد ادويه مستعمل در علاج دندان است و حافظ دندان را واجب است حذر از اغذيه غليظ مبخّر است چنانچه در علاج درد دندان مذكور و گاهى دندان را حكه عارض مىشود كه صبر از خاريدن و دندان برهم ساويدن ندارد و سبب حدوث او اطمعه غليظه است و خصوصا كه تيز باشد و خوردن آبهاى غليظ و از خوردن